Ahmad Motalaei (Vista)

Sunday, January 31, 2010

Mountains tunes, Scent of orange blossoms; This is Poland... موسیقی کوهستان ، عطر بهار نارنج - اینجا لهستان است!



موسیقی کوهستان ، عطر بهار نارنج - اینجا لهستان است!
نمایشگاه عکس های احمد مطلائی از لهستان - خانه هنرمندان ایران دهم تا پانزدهم بهمن ماه 88
Mountains tunes, Scent of orange blossoms; This is Poland...Ahmad Motalaei's Photo Exhibition of Poland.
January 30- February 4
Iranian Artisits Forum
نمایشگاه با حضور وابسته فرهنگی سفارت لهستان در تهران و حضور پرمهر دیگر علاقمندان در نگارخانه میرمیران خانه هنرمندان گشایش یافت و تا پانزدهم بهمن از ساعت 10 صبح الی 8 شب بر دیدگان شما گشوده است.
عکس ها ثبت ساده ای از سه شهر مهم لهستان (ورشو - وودچ و کراکوف )است که نگاهی به اجتماع و اتفاقات ساده و روزمره شهری دارد.
از حضور و نظرات ارزشمند تک تک بازدیدکنندگان استقبال می کنم
به امید دیدار
اخبار و بازتاب ها:
مردمک
Gazeta-Poland-گازتا-لهستان

Saturday, January 23, 2010

اصفهان و قصه های بی پایانش

Isfahan-Naghshe jahan Sq.
2007

Thursday, January 21, 2010

اطلاعات محفوظ!


Istanbul-Turkey-2010
من را به گرمی پذیرا شد و اجازه انتشار عکسش را داد ولی چند ساعتی که ازش عکاسی می کردم حرفهای زیادی زد از ملیتش و زادگاهش و خانواده و . . .
و در آخر گفت: همه اینها بین من و تو بماند و خواهش کرد هیچ اطلاعاتی از او منتشر نکنم!
پس بر حرفم پایبندم ، عکسش را ارائه می کنم ولی حرفش را درون سینه ذخیره می کنم!
ترکیه - استانبول - 2010

Saturday, January 16, 2010

گفتگو به جای پرخاش - درباره نمایشگاه عکس هدیه تهرانی


آخرین روزی که در ایران بودم و همان شب عازم سفر، نمایشگاه هدیه تهرانی با عنوان "آبانگان"افتتاح شد و چون سفرم تا پایان نمایشگاه خانم تهرانی به درازا می کشید خودم را در دقیقه نود به خانه هنرمندان رساندم و کارها را مرور کردم ، در حین بازدید سیف الله صمدیان را دیدم با لبخند و حضور پرانرژی اش ، صمدیان ارزش گذاری آثار را به عهده داشت و متعاقبش جوزانی( رئیس خانه هنرمندان) را در طبقه بالای خانه، آقای جوزانی نظرم درباره نمایشگاه و شکل ارائه (منظورش ارائه آثار در کل گالری ها بود) را جویا شد وجواب دادم: حرکت باجسارتی کردید ولی بی شک اعنراضات به آسمان خواهد رسید و چنین شد!!
در مدت سفرم اخبار و سایت های تخصصی را مرور می کردم و پیش بینی ام درست از آب درآمد!!
همه جا پر بود از اعتراض و در بیشتر موارد بدگویی جامعه عکاسی. به این نمایشگاه و شخص هدیه تهرانی.

متاسف شدم که چرا چنین باید باشیم، کمااینکه این نمایشگاه و هر نمایشگاهی جای نقد دارد ولی بی احترامی هرگز!!
اصولا خیلی از ما یاد نگرفته ایم گفتگو کنیم به جای پرخاش!

در اینکه اختصاص همه گالری های خانه هنرمندان به یک نفر و آن هم چهره ای به نام هدیه تهرانی و اختصاص مبلغ قابل توجهی از طرف سازمان میراث فرهنگی به این پروژه به نظر عجیب می آمد ولی جای گفتگو داشت نه پرخاش و بی حرمتی.
یک بخش بزرگ ماجرا به نبود امکانات و فضاهای کافی برای ارائه آثار هنری با این شکل و شمایل در ایران است،
در شرایطی که در تهران با این تعداد زیاد از دانشجو و فارغ التحصیل هنر فقط یک خانه هنرمندان وجود دارد آن هم با 4-5 گالری کوچک و به طور طبیعی جوابگوی خیل عظیم جویای نام و یا علاقمند به ارائه آثار هنری نیست
این گلایه ها بروز می کند.
آخرین نوشته درباره این نمایشگاه از استاد عزیزم کامران عدل بود در روزنامه اعتماد ، با تمام احترامی که برای آقای عدل و جسارت گفتاری اش قائلم بخش عمده این نوشتار را دور از انصاف دیدم.
و کاش هدیه تهرانی به این زودی ارائه کارهایش را در ایران تعطیل نمی کرد و نمی گفت:
به عقیده من علت را در جای دیگر باید جست ،
مسئولین سالهاست که هنر و فرهنگ را در حاشیه و یا در رابطه نگاه داشته اند که اوضاع ما این چنین است
در دنیا برای همه ما جا برای زیستن و کارکردن هست
روشن بین باشیم و منصف!


 
Share